از روزیکه دکوراسیون مغازه رو تغییر دادم و به شیشه و آینه تبدیلش کردم هر صبح مجبورم تا ساعت یازده قبل از ظهر به مالیدن شیشه و آینه‌ها و پاک کردن اثر انگشت مشتریها مشغول باشم و کمی هم خودمو تو آینه‌ها نگاه کنم و از خودم سوال کنم که منبع این اراده از کجا میاد !

  • در فصل گرما خیس عرق می‌شم از بس می‌مالم و می‌مالم و می‌مالم ، و در فصل سرما مجبورم خیلی زودتر از وقت همیشگی بیام مغازه تا بتونم به بقیه کارهام برسم و البته سردی هوا که بحثی جداست .
  • نیچه یه حرف جالبی داشت درباره زیباییها ، میگفت نفرین بر هرچه زیباییه ! خیلی درسته این حرف ، هرچه که زیبا باشه دردسرش واقعا‌ به مراتب بیشتره . اثر هنری زیبا به سرقت میره ، زن زیبارو همیشه در معرض طعمه مردان شهوت‌ران خواهد بود ، گلهای زیبای باخچه‌ها کنده میشن و امثال اینها... مغازه من زیباتر شده و دردسر منو برای تمیز نگه داشتن چنادین برابر کرده ، این زندگی ما آدماس ، ما خودمان تعلق خلق می‌کنیم و از تعلقات هم گله‌مند هستیم...

 

زیبایی | ئاکام کامرانی

منبع : |زیبایی
برچسب ها : می‌مالم ,مغازه